مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
51
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
سرنوشت عمرو بن صبيح صيداوى [ مختار ] در جست و جوى عمرو بن صبيح صيداوى « 1 » برآمد . وقتى مردم به خواب رفته بودند ، وى پشت بام خانهاش رفته و شمشيرش را زير سر گذاشته بود . چون او را با شمشيرش گرفتند ، گفت : اى شمشير خدايت تو را زشت گرداند كه با وجود نزديكى بسيار دور بودى ! سپس او را نزد مختار بردند و با نيزه آنقدر بر او زدند كه مرد . « 2 » سرنوشت زيد بن رقاد جهنى [ مختار ] زيد بن رقاد را احضار كرد و او را هدف تير و سنگ قرار داد و آتش زد . « 3 » سرنوشت ابجر بن كعب خوارزمى گويد : عبيد الله بن عمار گفت : هنگامى كه حسين بن على ( ع ) كشته شد ، شلوارى به پايش ديدم كه برق مىزد . پس ابجر بن كعب آمد و آن را غارت كرد و حضرت را برهنه گذاشت . محمد بن عبدالرحمن گويد : از دستهاى ابجر بن كعب در زمستان خون مىتراويد و در تابستان مانند چوب خشك مىشد . « 4 » نيز خوارزمى نقل مىكند كه در بدن آن حضرت جاى 33 زخم نيزه و 34 ضربت شمشير ديده شد . شلوارهايش را بحير بن عمرو جرمى برد . او مدّتها از دو پايش فلج بود . عمامهاش را جابر بن يزيد از وى برداشت و چون آن را به سرش بست مبتلا به جذام شد . زرهش را مالك بن نسر كندى برد و عقلش را از دست داد . . . . « 5 »
--> ( 1 ) . وى نيز از كسانى بود كه بر پيكر امام ( ع ) اسب تازاندند . ( 2 ) . ذوب النضار ، ص 122 . ( 3 ) . همان ، ص 120 . ( 4 ) . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 43 - 44 . در منابع معتبر تاريخى ديگر نيز از وى با همين نام ياد شده است ( ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 333 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 110 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 468 ؛ اللهوف ، ص 178 ؛ المناقب ، ج 4 ، ص 120 ؛ تذكرة الخواص ، ص 228 ) . در الدر النظيم ، ص 557 از وى با نام حرّ بن كعب ياد شده كه گويا تصحيف ابجر باشد . به نوشتهء سماوى در ابصار العين ، ص 74 ، نام وى در برخى كتابها ابحر بن كعب آمده است كه تصحيف مىباشد . ( 5 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 42 .